نمیدونم چی شد یه هو یاد اینجا افتادم چی شد ک نیومدم... مثل همیشه عاشقتم پسر قشنگم... تو روز به روز داری تغییر میکنی و عوض میشی.. حرکاتت ..انقد شیرین زبون شدی که حد نداره.. خیلی دوس داشتم یه تولد درست و حسابی بگیرم واست اما دستمون یه هو خالی شد و همه پولا رفتن واسه سفارشن کابینت! نمیدونم بشه تولد بگیرم واست یا نه قشنگم.. در هر صورت بدون عاشقتم و دلیل نفس کشیدنمی ❤
برچسب:
نویسنده: باران صالحپور