ی حال غریبی دارم... ی جورایی خوشحالم ، زیادی خوشحاااال... اونقدی که همه ی فکر و ذکرم، دلواپسی هام و نگرانیام ، بی خوابیام، ختم شدن به تو... رسیدن به تو...
اولین حس مادر شدن... زایمان و بعدم شیر دادن، اینا همش احساساتیه که ترس و هیجان داره ... و من الان مرکز احساسات مختلف ام... ۹ روز دیگه مونده تا ۹ ماه ام کامل بشه، ۱۹ روز دیگه مونده به تاریخ زایمانی که دکتر واسم زده...
اونقدری دلتنگتم که باورم نمیشه همین روزا قراره بیای پیشم... مهرسام من...
تو قراره مهمترین دلیل برای نفس کشیدن من بشی...
خدایا، بچه امو با همه ی بچه ها رو به خودت میسپارم ، در پناه خودت سالم و سلامت حفظشون کن... .
اللهی آمین
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 14:39  توسط دختر مهر |
برچسب:
نویسنده: باران صالحپور